سلام
من مدتی در تهران زندگی می کنم.
زندگی کردن کنار ناصر تقوایی باید خیلی جالب باشه!!!
و بخصوص شرکت در کلاس های فیلمنامه و داستان نویسی باید خیلی مفید باشه.
شاید فرصت زیادی واسه آپ نداشته باشم اما سعی خودم رو می کنم.
پاینده باشید
سلام
من مدتی در تهران زندگی می کنم.
زندگی کردن کنار ناصر تقوایی باید خیلی جالب باشه!!!
و بخصوص شرکت در کلاس های فیلمنامه و داستان نویسی باید خیلی مفید باشه.
شاید فرصت زیادی واسه آپ نداشته باشم اما سعی خودم رو می کنم.
پاینده باشید

استنلی کوبریک در 26 جولای 1928 به دنیا آمد. پدرش پزشک بود و در برانکس زندگی میکردند. در کودکی یک دوربین هدیه گرفت و بعد از آن بیشتر اوقاتش را با دوربینش به عکاسی مشغول بود. عاشق سینما و بیسبال بود و در گروه ارکستر دبیرستان طبل میزد و در همان حال برای مجله مدرسه عکاسی نیز میکرد. با پشت کاری که در عکاسی داشت بالاخره در هفده سالگی در مجله لوک به عنوان عکاس استخدام شد. دو سال بعد اولین فیلم کوتاهش “روز مبارزه” را ساخت که داستان زندگی یک روز یک مشتزن بود. در 1951 “پدر روحانی پرنده” و در 1953 “ترس و هوس” را با مضمونی تلخ و ضد جنگ ساخت که با زمان 68 دقیقهایاش به نوعی اولین فیلم بلند کوبریک محسوب میشود اما به هر حال این فیلم نیز آماتوری ساخته شده بود.
به نام خدا 19/5/88
“هی پسر ، بیا اینجا بینم!” به طرف صدا می رم. “چرا نشستی اینو؟”
- آقا به خدا من شستمش. من دیروز شستم.
- اگر شستی پس چرا کثیفه؟
- خوب امروز هوا خاک بود. مردم روش پا گذاشتن. من شستم به خدا. ادامه مطلب »
دیدگاههای اخیر