گرداب آوریل 7, 2010
Posted by gharneyakhi in مقاله.trackback
مرا چگونه خداییست که خود را نا توان می بینم.
ز همه عمر گذشته، خود را تک و تنها می بینم.
مرا از آینده چه نشانی می بینم.
همه شب و روز مثال گذشته می بینم.
همه دست و پا زدم در گرداب وجودم.
گمان کردم که تغییر یافته ام.
کنون که بیدار شدم ، خود را همان می بینم.


بهبودی
