آفرينش اکتبر 10, 2010
Posted by gharneyakhi in مقاله.trackback
نظریه ی داروین از نظر علمی اثبات شده است اما اشکالات زیادی هم داره. مثلاً هنوز به درستی پاسخی برای “حلقه(های) گمشده” در این نظریه پیدا نشده … و حتی ممکنه بخش هایی از این نظریه اشکالات اساسی داشته باشه اما در مجموع، “حیات” و زندگی در روی زمین و بر اثر فعل و انفعالات شیمیایی شکل پیدا کرده …
داستان قرآن (که در واقع مال یهودی ها و کتاب تورة هست و اون هم خودش از منابع قدیمی تر بابلی و سومری و غیره نسخه برداری و حتی تحریفشون کرده) “داستان” زیبایی است. و به نظر من اهمیت “ادبی” و اخلاقی و حتی فلسفی و “شناختی” بسیار مهمی هم داره اما از نظر علمی نه تنها اثبات شده نیست، که حتی رد شده است … (حتی در زمان خودشون هم این کتابها مخالفان زیادی داشتن که با دلیل و سند منطقی اون ها رو رد می کردن …)
البته بعضی ها، به ویژه از یهودیان و اعراب، سعی کردن توجیه علمی هم برای “داستان پیدایش” در تورة پیدا کنن. مثلاً می گن 6 روزی که خدا در کتاب می گه در اون مدت زمین و آسمان و انسان رو آفرید، در واقع جنبه ی “نمادین” داره و هر کدامش در حقیقت یک “هنگامه” یا دوران تکوین و تکاملی هستش که با نظریه های عملی هم خوانایی داره …
یا عمر حضرت آدم و نوح و شخصیت های دیگه در این کتاب که خیلی طولانی بوده هم در واقع نمایان کننده ی دوره های تاریخی خاصی است که زیر نام یک شخص خاص در کتاب های مذهبی میاد … (فرضاً چیزی شبیه به داستان هوشنگ و جمشید و شاهان کیانی در شاهنامه ی فردوسی …)
در این صورت، شاید بشه پلی میان علم و مذهب برقرار کرد ولی به هر حال، نه مذهبیون متحجر و نه دانشمندان متعصب، هیچکدومشون حاضر به پذیرش حتی چنین نظریه ی “موازنه”ای هم نیستن چه برسه به صلح و آشتی با همدیگه!
من شخصاً با نظریه ی موازنه ای موافق ترم چون وقتی اسطوره های بسیار کهن مربوط به پیدایش رو می خونیم که در افسانه های سامی (عرب، یهود، آشور) و سومری و بابلی و هندی و ایرانی و یونانی و غیره وجود دارن، و عمرشون هم خیلی قدیم تر از تورة و قرآن و انجیل و این جور منابع مذهبی هست، در بعضی از جاها به موضوعاتی می رسیم که آدم رو به فکر می اندازه و در مقایسه با تاریخ تکاملی علمی، اختلاف و تضاد زیادی هم بین اون ها مشاهده نمی شه …
به هر حال یک چیز مسلمه:
بخش خرافی در این مذاهب، رسماً چرت و پرته! در میان دانشمندان هم هستن افرادی که همونطور که گفتم، برخوردی متعصبانه با موضوع دارن و فقط علم رو می پذیرن و حتی کاری با اسطوره هم ندارن! اون ها رو هم من قبول ندارم چون “دُگم” هستن و فرقی با آخوند یا کشیش و رابی متحجر ندارن فقط ظاهرشون و تخصصشون با هم دیگه فرق می کنه …
من بیشتر طرفدار “حقیقت یابی” هستم و معتقدم همه ی این منابع مهم هستن، ولی اگه قرار باشه یکی از این ها رو به تنهایی بپذیرم، علم رو ترجیح می دم … قرآن یک کتاب صد در صد تقلیدی و التقاطیه و کمتر چیز اصیلی در اون پیدا می شه که تکراری و نسخه برداری از آثار قدیمی تر از خودش نباشه …
مهر
سپاس


بهبودی

من در موردش فکر می کنم اغلب.
هستم. می خونمتان.